تبليغاتX
خوش آمدید

خوش آمدید

گروه ایگلز

Eagles

و

هتل کالیفرنیا

 گروه ایگلز

گروه ایگلز در سال ۱۹۷۹در لوس آنجلس آمریکا بوسیله برنی لیدون وبا عضویت اندی مایرز، گلن فرای و دان هنلی شکل گرفت.اولین آهنگ مطرح گروه " اونو سخت نگیر " و بعد هم آهنگ "زن جادوگر " بود که هردو به جدول 20 آهنگ برتر آمریکا راه پیدا کردند.سپس آلبومهای " دسپرادو " و "در مرز " و آلبوم " یکی از این شبها " که نام گروه را در تمام آمریکا سر زبانها انداخت.در همین زمان لیدون گروه را ترک کرد و جو والش بعنوان گیتاریست اصلی وارد گروه شد. سال بعد از ورود او یعنی در سال ۱۹۷۶، قویترین آلبوم گروه با نام " هتل کالیفرنیا " به بازار آمد که هشت هفته عنوان پر فروشترین آلبوم را داشت و دو آهنگ "هتل کالیفرنیا " و " بچه جدید در شهر " هم آهنگ شماره یک در جهان شناخته شدند و آلبوم با فروش 9 میلیون نسخه ای به آلبوم های بزرگ همه دوران پیوست .پس از آلبوم" لانگ ران " در سال ۱۹۸۲ بعلت اختلاف اعضا گروه منحل شد.

اعضای گروه :

برنی لیدون متولد جولای ۱۹۴۷ ایالت سنیه سدتا گیتاریست

اندی مایرز متولدمارس ۱۹۴۷ ایالت نبراسکا خواننده و نوازنده گیتار باس

گلن فرای متولد نوامبر ۱۹۴۸ دیت رویت میشی گان خواننده و گیتاریست

دان هنلی متولد جولای ۱۹۴۷گیلمر تگزاس خواننده طبال

جو والش متولد نوامبر۱۹۴۷ایالت نیو جرسی گیتاریست

 



 متن اصلی ترانه هتل کالیفرنیا به همراه ترجمه از آن به عنوان حسن ختام تقدیم می گردد:

Hotel California


On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night

There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
'This could be Heaven or this could be Hell'
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year, you can find it here

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes bends
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget

So I called up the Captain,
'Please bring me my wine'
He said,'We haven't had that spirit here since nineteen sixty nine'
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
They livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise, bring your alibis

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said 'We are all just prisoners here, of our own device'
And in the master's chambers,
They gathered for the feast
The stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast

Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
'Relax,'said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
but you can never leave!

*************************************************

هتل کالیفرنیا

 شعر از : گلن فرای

در یک بزرگراه ِ بیابانی ِ تاریک،  باد ِ سرد از میان ِ موهایم می گذشت

بوی ِ گرم ِ غنچه ی ماری جوآنا(1)، در هوا می پیچید

روبرویم در فاصله ی دور، نوری لرزان دیدم.

سرم سنگین شد و دیدم تیره و تار

باید منتظر ِ شب می شدم

او آنجا در آستانه ی در ایستاده بود;

با زنگوله ی رستوران

من با خودم فکر می کردم که

"اینجا جهنم است با بهشت"

بعد او شمعی روشن کرد و راه را به من نشان داد

صداهایی پایین ِ راهرو بود

فکر می کنم می گفتند...

 

به هتل کالیفرنیا خوش آمدید

جایی بسیار دوست داشتنی

با ظاهری بسیار دوست داشتنی

اتاقهای زیادی در هتل کالیفرنیا هست

هر زمانی از سال، می توانید اینجا جا پیدا کنید

 

ذهن ِ او محسور ِ جواهر فروشی ِ تیفانی است(2)

او مرسدس بنز دارد

او پسرهای زیبای زیادی در اطرافش دارد

که آنها را دوست می نامد

شیوه ی رقصیدن ِ آنها در حیاط... عرق ریزی ِ شیرین در تابستان...

برخی برای به یاد آوردن می رقصند و برخی برای فراموش کردن

 

من کاپیتان را صدا زدم و گفتم

"لطفا شراب ِ من رو بیار"

او گفت :" ما این قلم را

از 1969 اینجا نداشته ایم"(3)

و آن صداها هنوز از دور مرا صدا می زنند،

در نیمه شب بیدارم می کنند

تا فقط بگویند...

 

به هتل کالیفرنیا خوش آمدید

جایی بسیار دوست داشتنی

با ظاهری بسیار دوست داشتنی

اتاقهای زیادی در هتل کالیفرنیا هست

هر زمانی از سال، می توانید اینجا جا پیدا کنید

آنها در هتل کالیفرنیا به زندگی ِ خود ادامه می دهند

عجب غافلگیری ای!، بهانه های خود را آماده کنید(4)

 

آینه هایی روی سقف بود

و شامپاین ِ صورتی با یخ

او گفت :"ما همه اینجا

به روش ِ خودمان زندانی هستیم"

و در اتاق ِ رؤسا

آنها برای جشن دور ِ هم جمع شدند

با چاقوهای پولادی ِ خود به آن ضربه می زدند

ولی نمی توانستد آن هیولا را بکشند(5)

 

آخرین چیزی که به خاطر می آوردم این بود که

داشتم به سوی در فرار می کردم

باید راه برگشت را پیدا می کردم

به جایی که قبلا در آن بودم

مرد ِ شب گفت :"آرام باش

ما برای پذیرش برنامه ریزی شده ایم

تو هر وقت بخواهی می توانی به بیرون سری بزنی

ولی هیچ وقت نمی توانی اینجا را ترک کنی!"

 


1-Colitas: برای این واژه من سرچ کردم و بعد از یه خورده سر و کله زدن با نتایج فهمیدم که این لغت توی آهنگ ِ هتل کالیفرنیا به معنی خاصی که من نوشتم اشاره کرده(به گفته ی مدیر ِ گروه ِ ایگلز)

وگرنه خود ِ این واژه به معنی گیاه  ِکوچک ِ بیابانیه.

2-Her Mind Is Tiffany-Twisted: به نظر میاد این جمله معنیش این باشه که فرد توانایی کامل ذهنی نداره و مشکل ِ ذهنی داره، ولی نکته ی جالب اینجاست که جواهر فروشی ای به اسم تیفانی وجود داره که خیلی جواهرات ِ زیبا و گرون قیمتی داره. و با توجه به بحثهایی که روی این عبارت شده من اینجوری ترجمه کردمش.

3-روی معنی ِ این قسمت مطمئن نیستم. اگه اشتباهی درش بود به بزرگی ِ خودتون ببخشید.

4-به نظر ِ من این قسمت یعنی اینکه برای اقامت در هتل کالیفرنیا بهانه هایی که می خواهید ارائه دهید تا به اینجا نقل مکان کنید را آماده کنید.(مثلا بهانه ها برای ترک ِ خونه و ...)

5-اینجا هم به نظر ِ من منظورش اینه که توی اون جشن همه داشتند با هیولاهای ِ ذهن ِ خودشون که مشکلاتشونه کلنجار می رفتن ولی نمی تونستن به اونا غلبه کنن.

 

لینک دانلود آهنگ هتل کالیفرنیا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:31  توسط سجاد  | 

برایان آدامز

Bryan Adams

بعد از اولين تكخواني در سال 1980افزون بر 45 ميليون نسخه از آلبومهاي برايان در سراسر دنيا به فروش رسيده است و اين جدای از ده ها کنسرت مختلفی است که وی در کشور های مختلف دنیا اجرا کرده است. برايان آدامز در نوامبر 1959 در ونكوور كانادا تولد یافت. وي در 16 سالگي ترك تحصيل كرد و اولين گروه موسيقي خود بنام شوك را تشكيل داد و به اجراي برنامه پرداخت.در سال 1977 به گروه نيمه موفق سوييني تاد پيوست و در تهيه و اجراي دو آلبوم با آنها همكاري كرد.بعد از جدايي از اين گروه با همكاري تنگاتنگ بروس آلن به عنوان مدير و جيم والانس ترانه سراي چيره دست و حرفه اي آن دوران به تكخواني ادامه داد. اولين ترانه او EPONYMOS نخستين حضور هنري وي است كه با همكاري شركت معتبر A&Mكانادا به بازار عرضه شد. با اين وجود آلبوم تاثيرگذار و موفقي از كار در نيامد. وی در سال 1981 با ترانه YOU WANT IT YOU GOT IT  يكي از خوانندگان مطرح روز شد.....

 

بازم میگم ادامه مطلب سادت نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:31  توسط سجاد  | 

Julio Iglesias

خولیو ایگلسیاس 

Julio Iglesias

سلطان آواز اسپانیا




متولد: 1943
سبك: French Pop, Italian Pop, Latin Pop, Vocal Pop

 


خولیو ایگلسیاس از جمله خوانندگانی است که بيشترين محبوبيت را در زمان خود بدست آورد و به زبان های مختلف  ترانه هایی بسیاری خواند که خصوصا ترانه های لاتین او از چنان اقبال و استقبالی برخوردار بود که بيش از 100 ميليون از آلبومهای او در سرتاسر دنيا بفروش رفت. ايگلسياس يك خواننده رمانتيك بود و به خاطر جاذبه ي زياد خود به كشور هاي زيادي دعوت شد و در هر كشو يك شعر را با زبان آن كشور مي خواند كه كشور ما نيزجزواين كشورها بود و ايگلسياس آهنگ "باور كن" رو به زبان فارسي خواند كه بسیار مورد توجه قرار گرفت .در ابتدا ايگلسياس تصميم گرفته بود كه وكيل بشود و درس مي خواند -در عین حال به ورزش حرفه ای علاقه مند بود و براي تيم رئال مادريد دروازه باني مي كرد. دوره ورزشكاري ايگلسياس با يك تصادف ناگوار خاتمه يافت  و ديگر نتوانست بازي كند. بعد از اينكه دوباره سلامتي خود را بدست آورد به موسیقی روی آورد و در ابتدا شروع كرد به نواختن گيتار و نوشتن شعر. قبل از اينكه حرفه موزيك را پيش بگيرد از دانشگاه  فارغ التحصيل شد.

 

 

در سال 1968 او يكي از مسابقه دهندگان در فستيوال موزيك 1968 در بنيدورم بود. ايگلسياس با خواندن آهنگ "La Vida Sigue Igual." كه سروده خودش بود برنده مقام اول شد.چند سال بعد از آن تور بزرگي در اروپا و آمريكاي لاتين داشت که او را بیش از پیش به مردم جهان معرفی کرد. او سالهاي موفقي را گذراند تا جايي كه در سال 1978 تنها به اسپانياي نمي خواند بلكه به 2 زبان فرانسوي و ايتاليايي هم مي خواند. ايگلسياس بعد از جلب توجه ماركتهاي آمريكايي و انگليسي ، ذهن خود را بر ساختن آهنگ ها و ترانه هایی به زبان انگلیسی متمرکز کرد. در همان زمان بود كه آهنگ Begin the Beguine كه يك آهنگ انگليسي از او بود با موفقيت روبرو شد و آهنگ شماره یک انتخاب شد. او به سرعت فعالیت های خود را ادامه داد تا آنجا که به يك خواننده موفق در  انگليس و آمريكا تبدیل شد.

 

 

قطعه موسيقي را به همراه ويلي نيلسون ساخت. آلبوم "To All the Girls I've Loved Before," بيش از 3 ميليون در آمريكا فروش كرد و ايگلسياس درمقام پنجم در Top Ten اون سال قرار گرفت. در ده ي 1990 انگليسي خواندن را كنار گذاشت و دوباره  به زبان اصلي يعني اسپانيايي برگشت. هنوز محبوبيت اون ذره اي كم نشده بود با آنکه خواننده اي بود كه 30 سال مي خواند. فرزند او انریکه ایگلسیاس نیز به خوانندگی روی اورد و امروزه از چهره های معروف موسیقی جهان بشمار می رود اگرچه هنوز نیاز به زمان بیشتر دارد تا خواندن او پختگی کلام خولیو را پیدا کند.در هفته های اینده به معرفی انریکه نیز خواهیم پرداخت.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:25  توسط سجاد  | 

ترانه ای زیبا از کریس دی برگ

This song for you

سلام. دیشب آهنگ This song for you از آلبوم Spanish Train با صدای همیشه گرم و دوست داشتنی کریس دی برگ را برایت گذاشتم. قول دادم آن را توی وبلاگ خودمان بگذارم. این هم یکی از زیبا ترین آهنگ های ماندگار جهان که دوستش دارم. ترجمه ترانه را در ادامه آورده ام...

church.jpg

This song for you

Hello darling, this is the army,
I've just got the time to write,
Today we attack, there's no turning back,
The boys they're all ready for the fight.

Yes, I'm well but this place is like hell,
They call it Passchendaele,
In nineteen seventeen the war must be ending,
The General said this attack will not fail;

So I'm writing down this simple little melody
When you play it my love, think for me...
We'll be together in this song for you,
And it goes La la la ... sing it darling ... La la la...

They got old Bill and the Sergeant is still out there
Wounded in some shellhole,
They say this war will end all wars,
Oh God I really hope it will,

Oh how's old England, are they still singing
Those songs that we loved to sing,
When all this is over, we'll go sailing in Dover,
Catching fish like we used to with a string,

Oh I miss you, I miss you, I miss you,
If they get me my love you will know...
We'll always be together in this song for you...

And it goes La la la ... I have to go now...
Take care of yourself my love.

 

مطمئنم ترجمه ناچیز حقیر هرگز نمی تواند حزنی غریب و اندوهی شگفت که در نغمات این آهنگ ساده و صمیمی نهفته است را انعکاس دهد. با این حال تنها به شوق لحظه های ساده مهربانی، این ترانه زیبا را به همه کسانی که دوست شان دارم تقدیم می کنم.

آهنگی برای تو

سلام عزیزم.... اینجا ارتش است

فرصت کوتاهی یافته ام تا برای تو بنویسم

امروز قرار حمله داریم بی هیچ امید بازگشتی

بچه ها همه برای نبرد آماده اند

آری... من خوبم اما اینجا درست مثل جهنم است

اینجا "پاشندال" معروف است

جنگ باید در 1917 به اتمام می رسید

ژنرال می گوید ما پیروزیم و شکستی در کارنیست

برایت ملودی ساده ای نوشته ام تا وقتی آن را می نوازی به یاد من باشی

به خاطره خوب دوباره با هم بودنمان

این ملودی اینگونه آغاز می شود....لالالا..لالا

بخوان عزیزم بخوان...لالا...لالالا

لا لا لا....لا لا لا ....لا لا....

"بیل" ،  پیرمرد همرزم ما دستگیر شده

گروهبان هم زخم کاری یک گلوله،  او را گوشه ای انداخته

می گویند این نبرد ، نبرد آخرین است

خدایا کاش اینگونه باشد

آه ... بریتانیای کبیر چطور است؟

آیا هنوزدر کوچه پس کوچه های آن ساز و آواز به راه است؟

چقدر آن ترانه ها را دوست داشتیم

یکروز بعد از اتمام جنگ دوباره با هم به کناره های رود "دوور" می رویم

و به یاد روزهای خوب گذشته با نخ و قلاب ماهیگیری می کنیم

آه...دلم برایت تنگ شده

دلم برایت تنگ شده

چقدر دلتنگ توام

اگر به دست دشمن اسیر شدم این را بدان عشق من!

ما همیشه در این آواها و نواها با هم خواهیم بود

لالالالا..لالا...وقت حرکت است...باید بروم

مراقب خودت باش عشق من!

لالا...لالالا....لا لا...لا لا لا .....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:24  توسط سجاد  | 

کریس دی برگ

Cheris De Burgh

کریس دی برگ

 

 

 

 

 

 

کریس دی برگ  با نام اصلی کریستوفر جان دیویسون پانزدهم اکتبر 1984 در لاس ماگنولیاس آرژانتین متولد شد. پدر او چارلز دیویسون دیپلمات برجسته انگلیسی  و مادرش امیلی دی برگ منشی وزارت امور خارجه ایرلند بود.اجداد کریس دی برگ از جمله خانواده های اصیل و برجسته اروپایی بودند که بعدها به ایرلند مهاجرت کردند شجره خانوادگی کریس به ریچارد شیردل پادشاه انگلستان برمیگردد که نشان از اصالت خانوادگی وی دارد.کریس دوران کودکی خود را تا سن سیزده سالگی در کشورهای مختلفی چون جزیره مالت نیجریه و زئیر گذرانده استو سرانجام در  سال 1960 به همراه اعضای خانواده اش به ایرلند سفر کرد.

 پدر کریس قلعه بارگی را که از مشهورترین و زیباترین  بناهای تاریخی  قرن دوازدهم در شهر وکسفورد بود خریداری کرد و برای سکونت خانواده اش بازسازی کرد.

یکسال پس از ورود به قلعه بارگی  ریچارد برادر بزرگتر کریس  در سالگرد تولد او گیتاری به وی هدیه داد که مسیر زندگی کریس دی برگ را تغییر داد.او روزها و ساعتهای بیشماری را به تمرین با گیتار میپرداختو ا ولین کنسرت وی در سن پانزده سالگی  مورد استقبال اقوام دور و نزدیک قرار گرفت و عزم وی را برای کسب مهارت در نواختن گیتار جزم کرد. کریس د وران ابتدایی را در مدرسه مارلبورو طی کرد و کالج مشهور ترینیتی در دوبلین در رشته های زبان و ادبیات انگلیسی و زبان فرانسوی و تاریخ فارغ التحصیل شد . کریس در دوران تحصیل در کالج ترینیتی  ترانه سرایی را اغاز کرد و اولین ترانه او THE WASTE OF LOVE نام داشت.کریس نخستین ترانه های خود را در رستورانها و کافی شاپ ها و سالن های آرایش با دریافت مبلغی بسیار ناچیز  که البته برای نوجوانی به سن کریس  مبلغ زیادی بود اجرا میکرد.کریس بیاد میاورد که بعد الظهر  روزهای شنبه تمام وقت خود را در فروشگاه CD  و کاست نزدیک خانه صرف گوش دادن به ترانه های جدید میکرد . ولی ترانه MR TAMOURIN MAN از  THE BYRDS زندگی او را دگرگون کرد. خود کریس دی برگ در این باره میگوید: پس از شنیدن این ترانه تصمیمی را که مدتها بود در ذهنم حلاجی میکردم و در اجرای آن دودل بودم به اجرا در آوردم....آرزوی من ابن بود ترانه سرایی و خوانندگی.... با شنیدن این آهنگ دیگر درنگ جایز نبود دوستی داشتم که چندگاهی  با من دیداری تازه میکرد روزی از روزها او مرا به مهمانی دوستانه ای دعوت کرد در ان مهمانی با جورج هریسون فقید آشنا شدم. شعری را همراه داشتم که به تازگی سروده یودم و تصورم این بود که حتما مورد توجه و استقبال شنوندگان قرار خواهد گرفت اما چه رویای باطلی!!!!.... هیچ کس مرا تشویق نکرد و من سرخورده و مایوس مهمانی را ترک کردم. هنوز پس از گذشت چند سال  گوش سپردن به ترانه های HERE COMES THE SUN و SHADOWS  مرا به یاد آنروزها میاندازد!!!!!

 

 

پس از فارغ التحصیلی از کالج به همراه گروه معتبر و مشهور ایرلندیHORSLIPS در یک تور بین المللی شرکت کردم و با دو تهیه کننده معتبر موسیقی یعنی داگ فلت و گای فلچر آشنا شدم و با کمک آنها قراردادی را با شرکت A & M امضا کردم ودر تور گروه SUPER TRAMP  با نام  CRIME OF THE CENTURY  که یکی از موفق ترین تورهای موسیقی در سال 1975 بود شرکت کردم...... در همین سال بود که وی نام کریس دی برگ را  برای خودش برگزید و بازی سرنوشت رقم خورد..FAR BEYOND THESE CASTLE WALLS  نام اولین آلبوم شرکتی کریس دی برگ است  که در سال 1975 منتشر شد آلبومی با ترانه های بسیار زیبا در مایه های بلوز که  مورد توجه قرار نگرفت..تنها ترانه HOLD ON  از این آلبوم کمی سر و صدا کرد و پس از آن دیگر هیچ...اما تنها یکماه پس از عرضه البوم  ترانه  TURNING AROUND  که بعدها به FLYING تغییر نام داد  ترانه شماره یک انگلستان لقب گرفت ودر برزیل به مدت سی ماه صدرنشین جدول موسیقی پاپ شد.در مدت کمتر از دو ماه قریب به یک میلیون نسخه از این آلبوم به فروش رفت و نام کریس دی برگ را بر سر زبانها انداخت.

SPANISH TRAIN AND OTHER STORIES نام آلبوم بعدی کریس دی برگ است که بار دیگر ترانه  SPACEMAN CAME TRAVELLING صدر نشین جدول موسیقی انگلستان شد و هنوز پس از گذشت سالیان سال  بعنوان ترانه کریسمس  از رادیو BBC پخش میگردد. آلبومهای کریس د ی برگ در امریکا چندان مورد توجه قرار نمیگیرد اما در اروپا،آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکای جنوبی به شدت مورد توجه  و استقبال منتقدین و جوانان علاقمند به موسیقی پاپ قرار میگیرد. هرچند که در آمریکا نیز در سال 1986 جایزه PLATINUM به جهت فروش بالا و ارزش هنری آلبوم  SPANISH TRAIN به کریس دی برگ تعلق گرفت. آلبوم بعدی  کریس  دی برگ AT THE END OF A PERFECT DAY نام دارد  که بعنوان سومین کار هنری وی در سال 1977 به دنیای موسیقی عرضه گردید. ترانه PERFECT DAY  از این آلبوم ترانه مورد علاقه کریس دی برگ است  که در آن به پیک نیکی اشاره شده که  کریس ، پاول ، سوزان و خواهر وی دیان در آن حضور داشتند.دیان اکنون همسر کریس دی برگ و مادر سه فرزند اوست !!!

در  سال 1978 دو اتفاق مهم رخ داد  یکی عرضه آلبوم ارزشمند CRUSADER و دیگری ازدواج کریس با دیان بود که در تاریخ 25 نوامبر 1978 روی داد.SOMETHING ELSE AGAIN نام ترانه ایست که وی به همسرش دیان تقدیم کرده است . در سال 1980 کریس آلبوم EASTERN WIND  را به دوستدارانش  تقدیم کرد و پرفروشترین آلبوم سال لقب گرفت. BEST MOVES  در سال 1981 منتشر شد و تلفیقی از ترانه های قدیمی کریس دی برگ بود.  در این آلبوم او با یک شرکت کانادایی قرارداد بست و تعدادی از ترانه های قدیمی خود را بازخوانی کرد  البته دو ترانه جدید نیز با نامهای  BROKEN WINGS و EVERY DROP OF RAIN  نیز  در این آلبوم وجود دارند. این آلبوم در سوئیس آلمان و سوئد و بسیاری از کشورهای اروپایی مورد توجه منتقدان قرار گرفت  و خیلی زود لقب پرفروشترین آلبوم سال را در انگلستان از آن خود ساخت. نکته قابل توجه از این آلبوم فروش غیر منتظره و فوق العاده آن در چین کمونیستی بود!!!THE GETAWAY نام آلبوم بعدی کریس است  و ترانه مشهور DON?T PAY THE FERRYMAN که کلیپ آن صدها هزار بار از کانال MTV  پخش شده است در انگلستان لقب ترانه NUMBER 1  گرفت .

 آلبوم بعدی کریس دی برگ MAN ON THE LINE  نام دارد  و ترانه  HIGH ON EMOTION  که در تمامی کنسرت های او که تا امروز برگذار شده اجرا میگردد سخت مورد توجه و استقبال جوانان و عتاقمندان کریس قرار گرفت .  در سال 1984 نخستین فرزند وی متولد شد : رزانا یک دختر زیبا و دوست داشتنی!!  کریس ترانه FOR ROSANA  را به دخترش تقدیم کرد که یکی از ترانه های زیبا و بیادماندنی کریس دی برگ است .  در سال 1986 آلبوم INTO THE LIGHT  به دنیای موسیقی عرضه شد  و ترانه فراموش نشدنی LADY IN RED   در بسیاری از کشورهای اروپایی صدرنشین جدول موسیقی پاپ شد و دو جایزه GOLD  و PLATINUM  را نصیب وی ساخت . ترانه INTO THE LIGHT  در آمریکا نیوزیلند ، آلمان ، سوئد ، دانمارک و بلژیک ترانه NO. 1 لقب گرفت  و پنج جایزه PLATINUM  را در نروژ ، آفریقای جنوبی ، یونان ، ایرلند و کانادا و دو جایزه GOLD  را در انگلستان و سوئیس برای کریس به ارمغان آوردو دنیای موسیقی با نام کریس دی برگ آشنا شده و اخت میگیرد!!!SAY GOODBAY TO IT ALL ترانه بسیار زیبای این آلبوم  دنباله ترانه BORDERLINE  از آلبوم GETAWAY  در سال 1982 بود که به شدت مورد توجه علاقمندان قرار گرفت  و صدرنشین جدول موسیقی پاپ انگلستان شد .

در همان سال در فاجعه  بمب گذاری در منطقه  ENNISKILLEN ایرلند شمال صدها  نفر مرد و زن و کودک به قتل رسیدند و کریس دی برگ ترانه AT THE WAR MEMORIAL  را به بازماندگان این حادثه دلخراش تقدیم کرد .  این ترانه نیز ترانه NUMBER 1 کشورهایی چون آلمان ، انگلستان ، نروژ و آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی شد . بیست و نهم مارس 1988 دومین فرزند او متولد شد پسری که نام هوبرت را برایش برگزیدند در همان سال آلبوم  FLYING COLOURS عرضه گردید  و دو ترانه  MISSING YOU  و  FLYING COLOURS  زیباترین و پرفروشترین ترانه های سال گردیدند .  در سال 1989 آلبوم SPARK TO A FLAMEمنتشر شد که شامل زیباترین و ارزشمندترین ترانه های آلبومهای گذشته کریس دی برگ بود. سی اکتبر سال 1990 مایکل سومین فرزند کریس متولد شد  ودر همان سال کنسرت باشکوه و بیاد ماندنی کریس دی برگ در دوبلین  برگذار شد که زیباترین و  قدرتمندترین کنسرت موسیقی پاپ در اروپا لقب گرفت. میلیونها نفر از اقصی نقاط اروپا در دوبلین گرد هم آمدند و علیه جنگ و خشونت فریاد اعتراض سر دادند  و یکی از باعظمت ترین کنسرت های کریس دی برگ اجرا شد .

 در سال 1991 کریس تمام عواید کنسرتهای خود را به آوارگان کرد عراقی اهدا کرد .  نام آلبوم  بعدی  وی POWER OF TEN بود که در سال 1992 منتشر شد  و ترانه مشهور آن نیز با همین نام ترانه  NUM.1 لقب گرفت .THIS WAY UP در سال 1994 و BEAUTIFULL DREAM  درسال 1995 متولد شدند.!!!ترانه مشهور الویس پریستلی ALWAYS ON MY MIND و ترانه GIRL   از بیتل ها در این آلبوم مورد توجه منتقدین قرار گرفت. در سال 1996 کریس سفری به آفریقای جنوبی کرد  و نوزده کنسرت بزرگ و باشکوه در شهرهای دوربان ، ژوهانسبورگ و پورت الیزابت برگذار شد و کلیه عواید این کنسرت ها به قحطی زدگان آفریقا اهدا شد . در سال 1997 آلبوم  THE LOVE SONG متولد شد  که شامل شانزده ترانه عاشقانه بود  و لقب پرفروشترین آلبوم سال را از آن خود ساخت . در همان سال تور بزرگ کریس دی برگ در آسیا برگزار گردید  در این تور ارکستر بزرگ فیلارمونیک  بانکوک کریس دی برگ را همراهی میکرد که در تایلند ،هونگ کونگ و سنگاپور با استقبال گسترده علاقمندان روبرو شد .

در سال 1999 آلبوم QUITE REVOLUTION  به بازار موسیقی عرضه شدترانه های این آلبوم در  مدت کمتر از چهل و نه روز  تهیه شدند که در حالت عادی در حدود شش ماه طول میکشید.پس از عرضه  آلبوم در سی و یک جولای 1999 چندین کنسرت در کشورهای اروپایی چون سوئیس ، آلمان ، نروژ ، انگلیس و ایرلند برگزار شد . کریس در سال 2002 دو  CD  به بازار عرضه کرد که شامل اجرای فرانسوی برخی ترانه های آلبوم QUITE REVOLOUTION  و تعدادی ترانه جدید بود که در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا و انگلستان لقب پرفروشترین آلبوم موسیقی پاپ را به خود اختصاص داد. درفاصله بین ژانویه سال 2000 تا اگوست 2002  کریس دی برگ پنجاه کنسرت مختلف در کشورهای اروپایی اجرا کرد که در بسیاری از کشورها منجمله انگلستان ، فرانسه ، نروژ ، هلند ، اطریش بلیط کنسرتها از یک هفته قبل به فروش رفته و نایاب شد و بسیاری از دوستداران و علاقمندان کریس دی برگ موفق به شرکت در کنسرت ها نشدند . شدت استقبال از تور اروپایی وی به حدی بود که بسیاری از شبکه های تلویزیونی کنسرت ها را تحت پوشش برنامه تلویزیونی خود قرار دادند.

TIMING IS EVERYTHING نام آخرین آلبوم کریس دی برگ است . او در طول سه ماه سی و هشت کنسرت را به اجرای ترانه های  این آلبوم اختصاص داد و در ایرلند ، استرالیا ، آلمان ، سوئیس ، نروژ ، فرانسه و انگلستان صدرنشین جدول موسیقی پاپ گردید.آخرین تور بزرگ وی در چندین کلیسای بزرگ اروپا برگزار شد و عواید آن به سازمان عفو بین الملل و یونسکو  اختصاص یافت . وی یکی از معدود خوانندگانی است که از خانواده ای مستحکم و استوار برخوردار بوده و نیز از هنرمندانی است که بسیاری از ترانه هایش در رابطه با خانواده اش سروده شده است . واقعیتهای زندگی مدرن ، تلخی ها و ناکامی ها ، ارزشهای انسانی ، مفاهیم والای معنوی ، مخالفت با جنگ و خشونت طلبی و میلیتاریسم غربی ، صلح طلبی و عشق و انساندوستی از مضامین ترانه های ارزشمند و زیبای کریس دی برگ هستند که او را از دیگران متمایز میسازد ضمن آنکه وی یکی از سیاسی ترین ترانه سرایان موسیقی پاپ به شمار میرود که در پیوند عمیق با مبارزان ایرلند جنوبی سر و صدای زیادی را به پا کرده است . ترانه زیبای REVOUTION یکی از زیباترین و ارزشمند ترین ترانه های وی است که به مبارزین ایرلند جنوبی تقدیم شده است .

 ترانه های کریس دی برگ تابلوهای زیبایی هستند که بیانگر مفاهیم عمیق انسانی چون صلح  ، عشق و آزادی هستند. پویایی و نشاط ، تصانیف عاشقانه و کلمات کتاب مقدس از جمله مفاهیم ترانه های آلبوم آخر وی است او در اینباره میگوید : اشعار ترانه ها یکدفعه به ذهنم خطور کرد . چهار یا پنج ترانه را در یک بعد الظهر سرودم فردای آنروز حس کردم چیزی  در ذهنم مرا مشغول کرده است بله ...پنج یا شش ترانه دیگر بود که آنها را نیز سرودم!!!واقعا برایم لذت بخش بود نخستین کنسرت از تور بین المللی وی در سپتامبر 2002 در مونیخ برگزار شد و تا به امروز ادامه داشته است و پس از آن در کانادا ، استرالیا ، آسیا ، آمریکا این تور ادامه خواهد یافت. در  سال 2004 جدیدترین آلبوم وی عرضه  شد .....

 

ادامه مطلب یادت نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:24  توسط سجاد  | 

Gipsy kings

شاه کولی‌ها



Gipsy kings

 

 
ه                                      همه چیز درباره گروه جيپسي کینگ                                  گ

 

داستان كولي‌هاي جيپسی كينگ با لوس ريوز  بزرگ خاندان ريوز شروع مي‌شود مردي هنرمند كه در كار تجارت اسب همكار بي نظيري براي پدر  Reyes" بود. لوس يكي از استادان چيره دست در نواختن گيتار به سبك فلامينگو "Rumba" و آوازخواني بشمار مي‌رفت او به صورت دوره گردي در خيابان‌ها و كوچه‌ها محبوبيتي بدست آورده بود سبك و سياق زندگي جويز نشأت گرفته از كولي‌هاي اسپانيايي بود با آيين‌ها و ريشه‌هاي سنتي خاص آن مناطق. لوس علاوه بر همه اين خصوصيات خانواده بزرگي داشت .5 پسر(نيكلاس، آندره، پاتياي، فرانكو و پال) و 6 دختر حاصل ازدواج او بود. او خيلي دوست داشت تا پسرانش نيز حرفه آبا و اجدادي او را بياموزند به همين دليل به محض اينكه پسرها به اندازه كافي بزرگ شدند او شروع به آموزش آن‌ها كرد پسران نيز خيلي زود علاقه مند شدند. نيكلاس پسر لوس مي گويد:" يك افسانه كولي هست كه مي‌گويد: وقتي زمان مرگ سردسته كولي‌ها فرا مي‌رسد او قبل از اين‌كه بميرد زنان بادار قبيله را جمع مي كند و براي آن‌ها آواز مي‌خواند و وقتي كه اولين كودك بدنيا بيايد صاحب همان استعداد خواهد شد. دوران كودكي‌مان سرشار از شگفتي بود وقتي آن‌ها روي صحنه مي‌خواندند وقتي مردمي را مي‌ديديم كه تا نيمه‌هاي شب دور آن‌ها جمع مي شدند و فرياد مي‌زدند . هيجان زده مي‌شديم. ما مي‌خواستيم مثل آن‌ها باشيم، و خيلي سعي كرديم ، سيم‌هاي زيادي پاره كرديم و دكمه‌هاي كي برد زيادي را شكستيم تا آموختيم. و حالا ما همان بچه‌ها هستيم." و به اين ترتيب آروزي ديرينه لوس به حقيقت پيوست و او يك گروه خانوادگي تشكيل داد پس از جدايي "دي پلاتا" برادر لوس آندره خوانندگي گروه را بر عهده گرفت و نيكلاس به گيتارنوازي پرداخت آن‌ها اسم گروه را ابتدا (jose Reyes&los Reyes) گذاشتند.اما بعدها به جيپسي كينگ"gepsy king" تغييردادند. وی در این باره می‌گوید:‍" جيپسي كينگ در زبان اسپانيايي به معناي "سلطان كولي‌ها" هست كه تركيبي از نام فاميلي و نام قبيله اي ما است.وقتي در آمريكا از ما و اصليتمان مي‌پرسيدند مي‌گفتند: آه، شما همان جيپس كينگ هستيد ما در واقع خيلي تصادفي يك اسم انگليسي را يدك مي‌‌كشيديم". در خلال دهه 70 آنها به Arles روستاي كوچكي در شمال فرانسه نقل مكان كردند و به اتفاق پسرعموها گروهي راتشكيل دادند كه به سبك كولي‌ها دائماً در حال كوچ بودند و در مناطق مختلف، خيابان‌ها، كلوب‌ها و سواحل دريا براي مردم ثروتمندي كه براي گذران تعطيلات گرد آمده بودند به اجراي برنامه مي پرداختند. " ما مجبور شديم تا به يك زندگي كولي وار رو بياوريم چرا كه هيچ اجتماعي ما را نمي پذيرفت، ما زماني در يك خانه ساكن شديم كه توانستيم پول كافي بدست بياوريم البته بايد يادآور شوم كه براي اينكه فرزندانمان به مدرسه بروند بايد آدرس مشخصي داشته باشيم اما وقتي كه شما مرتب در حال كوچ هستيد نمي توانيد يك رابطه واقعي و اجتماعي با ديگران داشته باشيد

" آوازه لوس و گروهش خيلي زود از خيابان‌هاي پاريس فراتر رفت و كل فرانسه را در بر گرفت آن‌ها خيلي زود توانستند ساختماني براي خود تدارك ببينند و حمايت تهيه كننده مستقلي به نام ژاكوب تارتا را براي انتشار آلبومشان جلب كردند. به اين ترتيب سال 1983 اولين آلبوم گروه به نام "Allegria' منتشر شد انتشار اين آلبوم در شمال فرانسه با موفقيت روبرو شد اما در بعد جهاني نتوانست انتظاراتي را كه مردم از گروه جيپسي كينگ داشتند برآورده كند و در واقع آلبوم اول با شكست تجاري بزرگي روبرو شد. پس از اين شكست لوس دست به تغييراتي در ريتم و سازهاي مورد استفاده در گروه زد وي همچنين توانست حمايت فرانسيس لالاني"Francis Lalane" را براي انتشار آلبوم دوم خود به دست آورد. و به اين ترتيب آلبوم دوم را به نام "Luna de Fuego" را سال 1984 روانه بازار كرد كه متاسفانه علی‌رغم همه تغييرات انجام گرفته اين آلبوم نيز وضع بهتري نسبت به آلبوم اولي نتوانست به دست آورد. پس از انتشار دو آلبوم ناموفق گروه به اتفاق فرانسيس و انريكو ماسياس"Macias" شروع به اجراي برنامه ده روزه‌اي در شهر پاريس كردند كه مورد استقبال قرار نگرفت اما نوار بدشانسي‌هاي جوي بالاخره در سال 1986 پاره شد وقتي كه مارتينز "claude martinez" تهيه كننده اهل فرانسه نمايش آن‌ها در شهر Arles ديد واز آن‌ها خواست كه در فستيوال فصلي كه همه ساله در شمال فرانسه برگزار مي‌شد شركت كنند لوس پذيرفت و همان سال به جشنواره پيوست. پتانسيل بالاي تجاري و استعداد نهفته‌اي كه در گروه جيپسي كينگ بود باعث شد كه مارتينز نبض گروه را به دست بگيرد او پس از توافقش با لوس بر سر پذيرفتن مديريت مالي و هنري گروه دست به تغييرات عمده در گروه زد او شروع به مدرنيزه كردن گروه نمود و سبك گروه را با سبك‌هاي جاز و راك تركيب كرد وي هم‌چنين نام گروه را از "jose&los" به "gepsy king" عوض كرد. " فلامينگو جوهره اصلي موسيقي اسپانيا است مثل جاز در جامعه آمريكا، برآمده از آلام و آرزوهاي جامعه ماست. اما فلامنگو رومبا كمي عاميانه تر و شايد محبوبتر از فلامينگو است چرا كه مهيج و سرگرم كننده است برخاسته از هوس‌ها و دلخوشي‌هاي زندگي ماست. اما من معتقدم كه رشد و توسعه تكنولوژيهاي جديد در سيستم‌هاي ضبط و پخش، صرف‌نظر از همه تفاوت‌هاي قومي و نژادي، موسيقي‌هاي محلي را نيز تغيير خواهند داد." گروه با چهره جديدش به استوديو بازگشت و سومين آلبوم به نام "Bamboleo" را ضبط نمود اما هيچ تهيه كننده‌اي حاضر به پخش آن نشد. "متاسفانه افراد كوتاه فكر در همه جا و از همه جا هستند ما مجبوريم موسيقي محلي‌مان را با وسايل روز و مدرن درآميزيم اما ريتم و صداي ما هرگز تغيير نخواهد كرد و اگر روزي دوباره راه جاده‌ها را در پيش بگيريم صداي ما همان خواهد بود. هميشه چيزهايي هست كه توضيح دادنشان مشكل است چيزهايي كه در خونتان، قلبتان و روحتان است چيزهايي كه همه چيز شما هستند." بنابراين مارتينز تصميم گرفت كه آن را در سطح كوچك‌تري در شمال فرانسه منتشر كند. Bamboleo خيلي زود وارد كلوب‌هاي شبانه شد و زبان به زبان بين مردم گشت تا اين‌كه سراسر پاريس را فراگرفت راديو فرانسه اقدام به پخش اين ترانه كرد و كم كم پرفروش‌ترين آهنگ تابستان فرانسه شد. سال 1987 هزاران نفر از طرفداران گروه در پاريس گرد هم آمده بودند تا شاهد هنرنمايي آن‌ها باشند اين هنرنمايي با تخريب يك خانه به اوج رسيد سال 1988 گروه اولين حضور خود را در بازارهاي جهاني جشن گرفت . "كاملاً غيرمنتظره بود اما هماني بود كه آرزو داشتيم باشد اولش از روبرو شدن با آن دنياي بيرون كمي نگران بوديم، از اين گذشته ما مي‌ترسيديم آن‌ها پاسپورت ما را بگيرند و اجازه بازگشت به خانه را به ما ندهند!! اما حالا اين زندگي ماست اسب‌ها جاي خود را به ماشين‌ها داده‌اند و ما به جاهاي مختلفي سفر مي‌كنيم و با مسائل اجتماعي، ادارات بيمه، ماليات و وكلا درگيريم حالا ديگر پليس‌ها پشت سر ما نيستند بلكه روبروي ما هستند. هر چند كه كنار خانواده هايمان نيستيم اما آن‌ها هداياي ما هستند." در حالي‌كه گروه در پشت صحنه درگيري‌هاي مختلفي با تهيه كنندگان داشت اما همچنان سي دي‌هاي آن‌ها فروش بالايي به دست مي آورد و جايگاه آن‌ها در جدول پرفروش‌هاي كانادا و استراليا تثبيت مي‌شد در همين زمان‌ها يكي از پسرعموها كه شايعات زيادي در مورد او وجود داشت مجبور به ترك گروه شد او به كمك برادرانش گروه ديگري را تاسيس كرد كه به سبك و سياق فولكوريك ادامه كار مي دادند البته بر سر اسم گروه جيپسي كينگ بين دو گروه درگيري‌هاي مختلفي روي داد كه بالاخره سال 1995 با راي دادگاه به نفع لوس قائله تمام شد.

 

 4 جولاي 1991 ، 30 هزار نفر از مردم آمريكا در سنترال پارك شهر نيويورك گرد هم آمدند تا ترانه‌هاي آن‌ها را از نزديك بشنوند آن‌ها مرتب فرياد مي‌زدند و تقاضاي اجراي مجدد برنامه را داشتند. همان سال گروه كنسرتي در اروپا برگزار كرد و سپس به ژاپن و استراليا رفت. براي اجراي كنسرت آن‌ها ابتدا به آمريكا و كانادا رفتند و با استقبال مردم مواجه شدند سپس سال 1995 به مسكو رفتند و در ميدان سرخ اين كشور به اجراي برنامه پرداختند بعد از اين اجرا گروه به پاريس بازگشت و در حضور 10 هزار نفر از مردم به هم آوايي به سبك فلامنگو پرداختند . "بدبختيهاي زندگي ما باعث شد كه همه كنار هم جمع شويم تا بتوانيم از پس دردها و رنجهاي‌مان برآييم. زبان گفتاري و نوشتاري كه در مدارس يادمان مي دادند براي ما گيج كننده بود از اين رو ما به ادبيات شفاهي روي آورديم و امروز ترانه‌هاي ما بيان كننده تاريخ و فرهنگ ماست. جوامع بسته از دنياي مدرن دور مي مانند امروز هر كسي كه به سن 14 سالگي مي رسد يك تلفن همراه دارد يا مي تواند در اينترنت با هر كس ديگري گفتگو كند چيزي كه ما در آن روزگار نداشتيم اما حالا كودكان من نيز مي توانند اين چنين باشند." پس از كنسرت مسكو سومين آلبوم گروه به نام "Estellas" منتشر شد كه در سطح جهاني با تحسين همه مواجه شد. آلبوم‌هاي بعدي "Tierra Gita na" و "Camps" يك سال بعد منتشر شدند. با ادامه موفقيت‌ها، آن‌ها به مدت 10 سال در صدر جدول پرفروشترين‌هاي جهان قرار داشتند. خانه بدوشان جيپسي كينگ پس از بازگشت به خانه سال 2004 آخرين آلبومشان به نام Roots را كه در يك خانه قديمي در فرانسه تهيه شده بود روانه بازار كردند. اين آلبوم نشانه بازگشت آن‌ها به ريشه‌هاي اصيل خانوادگي و قومي بود. نيكلاس در جواب تاثير خانواده در زندگيش مي‌گويد:" ما مرتب در حال سفر بوديم اما هرگز دور از خانواده نبوديم مادرم مي خواست هر روز ما و خانواده‌اش را ببيند و ما همه به او نياز داشتيم او بهترين آشپز دنيا بود. و اما براي ميليون‌ها طرفداري كه ترانه‌هاي ما را گرفتند و گوش دادند مي‌گويم: همه شما را دوست داريم.

آلبوم‌ها

1983 : ماهي از آتش Luna De Fuego
1986 : Allegria
1988: سلطاتين كوليGipsy kings
1989: Mosaique
1993: عشق و اختيار Love & Liberty
1996: سرزمين كولي Tierra Gitana
1997: نقشه Compas
1998: ترانه اي از عشق Cantos De Amor
2001: ما كولي هستيم Somos Gitanos
2004:ريشه ها Roots
بهترین های جیپسی کینگ
 

منابع

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:20  توسط سجاد  | 

متن و ترجمه

متن و ترجمه

چند ترانه معروف از سلین دیون

 

Miracle

You're my life's one Miracle

Everything I've done that's good
And you break my heart with tenderness
And I confess it's true
I never knew a love like this till you


You're the reason I was born
Now I finally know for sure
And I'm overwhelmed with happiness
So blessed to hold you close
The one that I love most
With all the future has so much for you in store
Who could ever love you more

The nearest thing to heaven
You're my angel from above
Only God creates such perfect looooove

When you smile at me, I cry
And to save your life I'll die
With a romance that is pure heart
You are my dearest part
Whatever it requires
I live for your desires
Forget my own, needs will come before
Who could ever love you more

Well there is nothing you could ever do
To make me stop, loving you
And every breath I take
Is always for your sake
You sleep inside my dreams and know for sure
Who could ever love you more

 

معجزه

تو يه رويداد شگفت انگيز در زندگيم هستي
تمام كار هاي خوبي كه كرده ام
و تو با كم طاقتيت قلب منو ميشكني
و اعتراف ميكنم كه اين واقعيت داره كه من
عشقي مثل اين نميشناختم تا تو...
تو دليلي هستي براي به دنيا آمدن من و از اين اطمينان دارم
و من غرق در شاديم...از خوشحالي ميتونم بغلت كنم
كسي كه از همه بيشتر دوسش دارم
با تمام آينده اي كه گنجايشش براي خودتم مشكله كي ميتونه تو رو بيشتر از اين دوست داشته باشه
اي نزديكترين چيز به آسمان.تو فرشته اي هستي از افق
فقط خدا ميتونه چنين عشق بي عيب و نقصي رو بوجود بياره
وقتي تو بهم لبخند ميزني من گريه ميكنم
و براي نجات زندگي تو من ميميرم
با لحظه هاي رومانتيك در قلبي خالص
تو عزيزترين قسمت وجودمي
همون چيزي كه ميخواد
من براي آرزو ها زندگي ميكنم
خودمو فراموش كردم...احتياجات جلوترن(مهمترن)
كي ميتونه تو رو بيشتر از اين دوست داشته باشي؟
خوب...كاري نيست كه تو بتوني انجام بدي
براي متوقف كردن عشق من به تو
و هرنفسي كه من ميكشم به خاطر تو ميكشم
تو درون رويا هاي من ميخوابي و من از اين اطمينان دارم
كي ميتونه تو رو از اين بيشتر دوست داشته باشه؟

 



 

If We Could Start Over

I never found out why you walked away
And never said good-bye
But now that I see you
I'm torn inside, but I've still got my pride

I understand that some things are better left unsaid
I'm afraid of the truth
But what can I do if I still want you

If we could start over again
I know if we try our love could be stronger
If we could start over again
I'm sure, we oh
We'd never have to let go

For so many years now
I've held inside things I meant to say
But faced with the past now I realize
I can't let that stand in our way

I never knew that a love so strong would never fade
But what can we do
If I still want you
And you want me too

How can we walk away
From something that was once so strong
Have we the strength to say we're wrong

 

اگر می توانستیم یکبار دیگر آغاز کنیم

هرگز نفهمیدم چرا ترکم کردی

و هرگز با من وداع نکردی

اما اکنون که تو را می بینم

از درون خرد شده ام، اما غرورم را حفظ می کنم

اکنون می فهمم که ، بهتر است بعضی حرفها ناگفته بماند

از حقیقت می هراسم

اما چه می توان کرد، وقتی همچنان تو را دوست دارم

اگر می توانستیم یکبار دیگر آغاز کنیم

می دانم اگر تلاش کنیم عشقی استوارتر خواهیم داشت

مطمئن هستمريا؛ اوه

و هرگز اجازه نخواهیم داد، از بین برود

مدت زیادی است

که حرفهای گفتنی در درون نگاه داشتم

اما با گذشته روبرو شدم، اکنون می فهمم

اجازه نمیدهم، بر سر راهمان قرار گیرد

هرگز نمی دانستم، عشقی اینچنین استوار پژمرده می شود

اما چه می توان کرد

اگر هنوز تو را دوست دارم

و تو نیز مرا دوست داری

چگونه می توانیم دوری گزینیم

از چیزی که، زمانی بسیار پابرجا بود

آیا جرات این را داریم که بگوییم اشتباه کردیم

 



 

 I'm Loving Every Moment with You

Do you realize how long it's been
Where does all my time with you go

And all the memories
We shared as friends
Reflected-in my heart
Is where they show

I'm loving every moment with you
I'm living in a dream that's comin' true
I'm lost in everything you do
I love you
I'm saving every moment for you
You're hidden in a place that's safe and true
Lovin' everything we do

With every second
You hold me near
I'm closer to a place I want to be
To hear you whisper
But no one else can hear
I want your love
To stay forever-inside of me

I'm loving every moment with you
I'm living in a dream that's comin' true
I'm lost in everything you do
I love you
I'm saving every moment for you
You're hidden in a place that's safe and true
Lovin' everything we do

In our silence
Looking in your eyes
I hear words you don't need to say
Just hold on baby
'Cause it's reason-I'm prayin'
You feel what I feel
In every way

 

در همه لحظات تو را دوست دارم

ایا فهمیدی چقدر طول کشیده است

لحظاتی را که با تو بودم به کجا رفتند

و تمام خاطرات

که مانند دوستان قسمت کردیم

به خاطره ام امده اند در قلبم

جایست که نشان می دهد

با رویایی زندگی می کنم که به حقیقت می پیوندد

در انچه می کنی سر در گم هستم

دوستت دارم

و هر تحظه را برای با تو بودن حفظ می کنم

درجایی پنهان هستی که ایمن وراستین است

دوستت دارم هر چه می کنیم

با هر ثانیه

مرا در بر می گیری

من به جایی که دوستش دارم نز دیکتر هستم

تا زمزمه هایت را بشنوم

هیچکس نمی شنود

که عشقت را میخواهم

برای اینکه تا ابد در وجودم بماند

حرفهایی را می شنونم که نیازی به گفتنشان نداری

فقط صبر کن

به این دلیل که در نیایش هستم

تا احساس کنی ، انچه را که احساس می کنم

در همه حال

 



 

Where Does My Heart Beat Now

So much to believe in
We were lost in time
Everything I needed
I feel into your eyes
Always thought of keepin
Your heart next to mine
But now that seems so far away
Don't know how love could leave
Without a trace
Where do silent hearts go?

Where does my heart beat now
Where is the sound
That only echoes through the night
Where does my heart beat now
I can't live without
Without feeling it inside
Where do all the lonely hearts go

Candle in the water, drifting helplessly
Hiding from the thunder
Come and rescue me
Driven by hunger
Of the endless dream

I'm searching for the hand that I can hold
I'm reaching for the arms that let me know
Where do silent hearts go?

Where does my heart beat now
Where is the sound
That only echoes through the night
Where does my heart beat now
I can't live without
Without feeling it inside
Where do all the lonely hearts go
Where do all the lonely hearts go

Then one touch overcomes the silence
Love still survives
Two hearts needing one another
Give me wings to fly

Where does my heart beat now
Where is the sound
That only echoes through the night
Where does my heart beat now
I can't live without
Without feeling it inside

I've got someone to give my heart to
Feel it getting stronger and stronger
And stronger

Hearts are made to last
Till the end of time

 

اکنون قلبم در کجا می تپد

سخت است باور اینکه در زمان گمشده بودیم

هر انچه که در ارزویش هستم در چشمان تو حس می کنم

همیشه به این فکر می کردم که قلبت را برای خود حفظ کنم

اما اکنون بسیار دور از دسترس به نظر می اید

نمی دانم چگونه عشق تئوانست اینگونه بی خبر ترکم کند

قلبهای خاموش به کجا می روند؟

اکنون قلبم در کجا می تپد؛

صدای تپش کجاست؛

که فقط در شب طنین می اندازد

نمی توانم زندگی کنم

بدون احساس ان در درون

قلبهای تنها و بی کس به کجا در حرکتند

شمعی در اب، با در ماندگی در حرکت است

ای تویی که در میان تندر پنهان هستی؛

بیا و مرا نجات ده

من در حسرت رویایی بی پایان هستم

در جستجوی دستانی هستم که بر ان تکیه کنم

به دنبال بازوانی هستم که نشانم دهند

قلبهای خاموش به کجا می روند؟

می دانم، بیرون از اینجا

او در انتظار من است

کسی که درست مانند من در جست و جو است

و بعد نوازشی که در سکوت را می شکند

عشق همچنان باقیست

دو قلب به یکدیگر نیاز دارند

پس بالهایی برای پرواز من

اکنون میشنوم که قلبم می تپد

صدای تپش را نیز می شنوم

که در اینجا و شب پیچیده است

حس میکنم اکنون قلبم می تپد

اکنون که فهمیده ام

احساس در درون زنده است

کسی را دارم تا قلبم را نثارش کنم

و این احساس همچنان قویتر و قویتر می شود

قلبهایی که برای این ساخته شده اند؛

که تا ابد عاشق بمانند

 

 

 

My Heart Will Go On

Every night in my dreams
I see you. I feel you.
That is how I know you go on.


Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on.

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on

Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never go till we're one

Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on

There is some love that will not
go away

You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on

 

قلبم ادامه خواهد داد

هر شب در روياهام تو رو ميبينم و تو رو احساس ميكنم
ميدونم تو هم همينطوري ادامه ميدي
فاصله هاي دور و فضاهاي خالي بين ما
تو اومدي نشون بدي كه ادامه ميدي
نزديك...دور..هر جايي كه تو هستي
باور ميكنم كه قلب ادامه خواهد داد
يه بار ديگه در رو باز ميكني
و تو اينجا در قلبمي
و قلب من ادامه خواهد داد و خواهد داد
عشق ميتونه يه بار ما رو لمس كنه و تا آخر عمر ادامه پيدا كنه
و تا وقتي كه ما يكي هستيم نميتونيم بذاريم بره
عشق زماني كه عاشقت بودم بود
زمانيكه تو رو يه بار واقعا بغل كردم
در زندگي من ما هميشه ادامه خواهيم داد
عشقي وجود داره كه هيچوقت تركمون نميكنه
تو اينجايي....پس چيزي نيست كه ازش بترسم
و ميدونم قلبم ادامه خواهد داد
باي هميشه همينطور خواهيم موند
جات در قلب من امنه
و قلب من ادامه خواهد داد و خواهد داد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:19  توسط سجاد  | 

تصاویری از سلین دیون

 

تصاویر زیاد هستن در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:16  توسط سجاد  | 

سلین دیون

Celine Dion

سلین دیون

سلین دیون در ۳۰ مارس سال ۱۸۶۸ دیده به جهان گشود.او که کوچکترین عضو خانواده ۱۶ نفری دیون ها بود.درروستای کوچک شارلمان واقع در سواحل شمالی رودخانه سنت لورنس در شرق مونترال کانادا در خانواده ای روستایی و البته اهل هنر بزرگ شد.نام او برگرفته از ترانه ای به نام سلین بود که مادرش در زمان بارداری او به آن بسیار علاقه مند بود و همیشه آن را می خواند.

   او بهمراه دیگر خواهران و برادرانش در کافه ای که متعلق به والدینش بود کار می کرد و سلین کوچولو در همین کافه برای مشتریان کنسرت اجرا می کرد.پدر او نوازنده آکاردئون بود و مادرش نیز نوازنده ویلن و بچه های این خانواده در فضایی آکنده از موسیقی به رشد و شکوفایی استعدادهای خود در این زمینه مشغول بودند.شاید اولین باری که سلین چشم حاضرین را به خود خیره کرد در مراسم جشن عروسی برادرش،میشل بود که ترانه ای را خواند و مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.

 

 

    وی در حالیکه ۱۲ سال داشت(یعنی در سال ۱۹۸۰)با کمک مادرش ترانه ای را با نام ?آن تنها یک رویا بود?را بر روی نواری از رمو خواننده معروف فرانسوی ضبط کرد و آن نوار را به آدرسی که پشت آن نوار بود،فرستاد؛ آدرس متعلق به ?رنه آنژیل?بود، کسی که در سالهای بعد همسر سلین شد.رنه بعد از شنیدن آن آهنگ از سلین که نوجوانی ترکه ای و لاغر اندام بود دعوت بعمل آورد تا این آهنگ را بطور زنده در دفتر او اجرا کند.هنگامی که سلین این آهنگ را زنده اجرا کرد،رنه آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که در حضور سلین گریه کرد.همین امر باعث شد رنه که شخصی معروف در ایالت کِبک بشمار می رفت برای تولید دو آلبوم که ?صدای خدا?و?سلین سرود کریسمس می خواند?به تکاپو بیفتد و زمینه را برای تولید اولین آلبومهای سلین فراهم کند.این امر آنچنان ذهن رنه را به خود مشغول کرد که او برای تولید این دو آلبوم،خانه خود را به رهن گذاشت تا هزینه تولید این دو آلبوم فراهم شود.

   سلین در بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ چندین آلبوم را انتشار داد که تمامی آنها به زبان مادری او یعنی فرانسوی بودند و ابته برنده چندین جایزه نه چندان مهم شدند.

   اما در سال ۱۹۹۰ او اولین آلبوم انگلیسی خود را تولید کرد که تفاهم نام داشت.این آلبوم فروش خوبی کرد و رکوردی را در کانادا بر جای گذاشت،چرا که این آلبوم به فروش ۰۰۰/۶۰۰ نسخه ای در کانادا رسید و البته ۰۰۰/۲۰۰ نسخه نیز در دیگر کشورها فروش کرد و این موفقیتی بزرگ برای او بود، زیرا به اولین رکورد طلایی خود که بیش از ۰۰۰/۵۰۰نسخه بود،رسید.

   در سال ۱۹۹۱ با ?استیون اسپیلبرگ?، کارگردان سرشناس آمریکایی بر سر خواندن ترانه ای برای فیلم او وارد مذاکره شد، اما این آهنگ هرگز توسط او خوانده نشد و خواننده دیگری آن را خواند ولی این زمینه ای رابرای اجرای آهنگ کارتون ?دیو و دلبر? ساخت ?والت دیزنی? شد،او این آهنگ را در مراسم اسکار با ?پابلو برایسون? به اجرا گذاشت و موفق شد در روز تولد ۲۴ سالگی اش جایزه اسکار را از آن خود کند. در اکتبرهمین سال،کنسرتی بسیار باشکوه در شهر تورنتو و در حضور زوج جنجال برانگیز دربار انگلیس یعنی ?پرنس چارلز? و ?پرنس دایانا? به اجرا گذاشت و مورد تشویق و لطف آنها قرار گرفت.

   در ۳۱ مارس ۱۹۹۲ شروع به تولید دومین آلبوم انگلیسی خود با نام ?سلین دیون? کرد و با انتشار این آلبوم موفق شد،دومین رکورد طلایی خود را بدست آورد.بعد تز این آلبوم کنسرتهای مختلفی در اروپا،استرالیا،آسیا و آمریکا برگزار کرد که مهمترین آنها کنسرتی بود که در حمایت از کودکان مبتلا به ایدز در لس آنجلس برگزار کرد و آن را ?برای کودکانمان? نام نهاد تا عواید حاصل از این کنسرت را به کودکان تعلق دهد.

 

 

   از دیگر کنسرتهای او می توان به کنسرتی که در جشن ?جوان? آمریکا در حضور ?بیل کلینتون?،رئیس جمهور وقت آمریکا و همسرش ملاری کلینتون به اجرا گذاشت و با آهنگ ?عشق کوهها را تکان می دهد? بر بانوی شماره یک آمریکا تاثیر بسیار گذاشت و او برای این آهنگ از سلین دیو تشکر و قدردانی بسیار با شکوهی به عمل آورد.

   خانم سلین در سال ۱۹۹۳ آلبوم ?رنگ عشق من? را وارد بازار کرد.این آلبوم نیز فروش بالای داشت و سروصدای زیادی بر پا کرد بخصوص آهنگ ?قدرت عشق? که تا چهار هفته در صدر جدول بهترین آهنگها در اکثر کشور بود.این آلبوم نه تنها در آمریکا و اروپا پر سروصدا بود ،بلکه در آسیا بخصوص،ژاپن به فروش بالایی دست یافت.این آلبوم بالغ بر ۰۰۰/۰۰۰/۱ نسخه در کانادا فروش کرد و این رکوردی الماسین برای او بشمار می رفت،زیرا اولین خواننده کِبک بود که به چنین فروشی رسیده بود.بزرگترین رویداد زندگی او در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۴ روی داد،چرا که او با رنه آنژیل که از کودکی او را میشناخت و ۲۶ سال از او بزگتر بود(رنه آنژیل ۲۶ سال از خانم سلین بزگتر بود) در مونترال ازدواج کرد.این یکی از ازدواجهای بزگ در کانادا بود.

   در سال ۱۹۹۵ سلین یک آلبوم فرانسوی را وارد بازار کرد.این آلبوم که شعر و آهنگش از ژان ژاکوس یکی از بزرگترین آهنگسازان و ترانه سرایان بزرگ فرانسه بود به موفقیت بزرگی دست یافت زیرا این آلبوم در طول یک روز ۰۰۰/۵۷ نسخه در فرانسه فروش کرد و در مدتی کمتر از هفت ماه به پر فروش ترین آلبوم فرانسوی مبدل شد.

   وی به رکورد دیگری دست یافت، زیرا در طول همین سال اولین کسی شد که هم پرفروش ترین آلبوم فرانسوی و هم پرفروش ترین آلبوم انگلیسی زبان را وارد بازار کرد. سلین دیون در طی سالیان متمادی آلبوم های بسیاری را اجرا نمود که ذیلا به مهمترین آنها اشاره می کنیم:

آلبوم Dion Chante Plamondon در سال ۱۹۹۱ اجرا شده 

  1. Piaf
  2. Oxygene
  3. Le Monde Est Stone
  4. Des Mots Qui Sonnet
  5. Le Fils De Superman
  6. J'ai Besoin D'un Chum
  7. L'amour Existe Encore
  8. Je Danse Dans Me Tete
  9. Le Blues Du Businessman
  10. Les Uns Contres Les Autres
  11. Uu Garcon Pas Comme Les Autres
  12. Quel Qu'un Que J'aime, Quelqu'un Qui M'aime

 


آلبوم Celine Dion در سال ۱۹۹۲ اجرا شده

  1. If I Were You
  2. With This Tear
  3. Little Bit Of Love
  4. Halfway To Heaven
  5. If You Aaked Me To
  6. I Love You,Goodbye
  7. Show Some Emotion
  8. Water From The Moon
  9. BEAUTY AND THE BEAST
  10. If You Could See Me Now
  11. Did You Give Enough Love
  12. Nothing Broken But My Heart

 


آلبوم The Color Of My Love در سال ۱۹۹۳ اجرا شده

The Colour of My Love

Release Date: 1993

  1. Misled
  2. Think Twice
  3. Loving Proof
  4. Real Emotion
  5. Remember L.A
  6. Only One Road
  7. Next Plane Out
  8. Just Walk Away
  9. Refuse To Dance
  10. The Power Of Love
  11. When I Fall In Love
  12. Love Doesnt Ask Why
  13. The Color Of My Love
  14. BEAUTY AND THE BEAST
  15. No Living Withou Loving You
  16. Every Bodys Talking My Baby

 


آلبوم  D'eux For You در سال ۱۹۹۵ اجرا شده

  1. Destin
  2. Je Sais Pas
  3. Preire Painne
  4. Regarde-Moti
  5. Cherche Encorev

 


آلبوم Falling In To You در سال ۱۹۹۶ اجرا شده است:

Falling into You

Release Date: 1996

 

  1. Fly
  2. Seduces Me
  3. I Love You
  4. I Dont Know
  5. Call The Man
  6. All By Myself
  7. Make You Happy
  8. Falling In To You
  9. Dreaming Of You
  10. Decleration Of Love
  11. If Thats What It Takes
  12. Because You Loveed Me

 


آلبوم All the Way A Decade of Song در سال ۱۹۹۹ اجرا شده است

 

All The Way...A Decade of Song

Release Date: 1999

 

  1. Live
  2. Immortality
  3. All The Way
  4. I'm Your Angel
  5. With This Tear
  6. To Llve You More
  7. If Walls Could Talk
  8. Then You Look At Me
  9. Beauty And The Beast
  10. Because You Loved Me
  11. I Want You To Need Me
  12. It's All Comming Back To Me Now
  13. The First Time Ever I Saw Your Face(دانلود)

 


آلبوم Miracle در سال ۲۰۰۴ اجرا شده

Miracle

Release Date: 2004

 

  1. Miracle
  2. If I Could
  3. Come to Me
  4. Sleep Tight
  5. Beautiful Boy
  6. My Precious One
  7. Brahms' Lullaby
  8. A Mother's Prayer
  9. In Some Small Way
  10. Baby Close Your Eyes
  11. What A Wonderful World
  12. Le Loup, La Biche et le Chevalier
  13. The First Time Ever I Saw Your Face 
  14. ادامه مطلب یادت نره

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:12  توسط سجاد  | 

پینک فلوید

پینک فلوید


پینک فلوید نام گروه موسیقی راک بسیار موفق بریتانیایی است. نوآوری در آهنگ‌ها و محتوای فلسفی و پیشروی اشعار و طرح جلدهای باسلیقه آلبوم‌ها و کنسرت‌های دیدنی و پرهیجان، در طی سه دهه این گروه را محبوب دوست‌داران موسیقی راک کرده است.
در سال ۱۹۶۴ جرج راجر واترز (گیتار) ریچارد رایت (کیبورد) و نیک مسون (درامز) هم‌مدرسه‌ای‌های مدرسه پلی تکنیک خیابان ریجینت گروهی بنام sigma 6 راه انداختند. البته گروه موفقیتی کسب نکرد. در ادامه با اسم t-sets به کارشان ادامه دادند. در تابستان سال ۱۹۶۶ گروه دوباره با نام sigma 6 کار را در حالی آغاز کرد که راجر واترز گیتار باس می‌‌زد و ۲ تا گیتاریست بنامهای باب کلوز و سید برت را نیز به گروه دعوت کردند و در نهایت با پیشنهاد سید نام گروه به پینک فلوید (The Pink Floyd Sound) تغییر یافت. این نام از نام دو خواننده کانتری یعنی ?پینک آندرسن? و ?فلوید کانسیل?، گرفته شده بود. کم کم سید برت، به مغز اصلی گروه تبدیل شد، تا حدی که او را ستون پایه گروه برای اجراهای زنده معرفی می‌کردند. بعد از حدود یکسال باب گروه را ترک کرد.


گروه نخست تصمیم به ارائه یک تک آهنگ موفق داشت. اما بعد از مدتی این فکر را رها کردند و اولین آلبوم کاملشان را با نام رسمی ?the piper at the gates of down? تهیه کردند. استودیویی که در آن آلبوم را ضبط کردند در طبقه پایین سالنی بود که گروه بیتلز آلبوم sgt. peppers رو ضبط می‌‌کرد. البته این مطلب را اذعان داشتند که گروه بیتلز واقعا قوی است و آنان در برابر گروهی همچون بیتلز مغلوبی بیش نیستند. پس قدرتشان را بر اجراهای زنده معطوف کردند. آنان به این نتیجه رسیدن که موسیقی زنده باید در کنار تصویر ذهنی عرضه شود. پس جلوی یک پرده نمایش ودر پس انفجارهای نور اجراهای متعدد داشتند. پینک فلوید مانند دیگر گروههای راک عمل نمی‌کردند: با لباسهای ساده وارد صحنه می‌شدند و در پس موسیقی فضایشون اجرا های مختلف انجام می‌‌دادند. از استادیومهای ورزشی بیزار بودند چون معتقد بودند آنان را از مردم جدا می‌کند. این مزیتها بود نام این گروه را در سر تیتر عناوین روزنامه‌های انگلیسی قرار داد.


سال ۱۹۶۸ کار را بدون سید برت شروع کردند. هیچ کس فکر نمی‌کرد بدون محبوب‌ترین و جوانترین خواننده آن‌زمان گروه بتواند به حیات خود ادامه بدهد. سید برای به تصویر کشیدن و ساختن آهنگهاش از مواد توهم‌زا و مخصوصا ال‌اس‌دی استفاده بی‌حد می‌کرد و همین باعث شد در کنسرت‌ها قابل پیش‌بینی نباشد. دیوید گیلمور دوست قدیمی سید و راجر را به گروه فراخواند تا اشتباهات سید را تصحیح کند. اما سید واقعاً غیر قابل کنترل شده بود دیوانگی محض او باعث شد که از گروه بطور رسمی خارجش کنند. کسی نبود که باور کند پینک بدون مغز متفکرش می‌تواند بکار ادامه بدهد. دیوید گیلمور و راجر واترز گروه را دوباره زنده کردند. باربه شرودر Barbet Schroder کارگردان فرانسوی برای آخرین فیلمش از گروه دعوت کرد تا موسیقی فیلم را بسازند و سه آهنگ اصلی که برای فیلم تهیه شد در اروپا و انگلیس موفق بود.
اواخر سال ۶۹ گروه آلبوم دودیسکی ?Ummagumma? را عرضه کرد که قسمت (دیسک) اول آن اختصاص داشت به کنسرت زندهٔ سال ۶۹ و دیسک دوم هم اجراهای تک‌نوازی از اعضای گروه در استودیو بود. اوایل سال ۷۰ آلبوم جدیدی با نام ?مادر قلب اتمی? عرضه کردند. به پشتوانه ارکستر قوی خودشون ۲۳ دقیقه هم از عنوان آلبوم بیشتر زدند. با همین ارکستر تور بزرگی را برگزار کردند.


در اوایل سال ۷۱ برای اولین بار آهنگ ?Return of sons of nothing? را بصورت زنده اجرا کردند که بعدها به نام ?Echoes? (?پژواکها?) معرفی شد. ?Relics? آلبوم اول گروه در سال ۷۱ بود. عرضه این آلبوم و در ادامه معرفی آلبوم ?Meddle? (?فضولی?) بعد از این آلبوم، سال پرکاری را برای گروه بوجود آورد. آلبوم فضولی بالاخره ماهیت اصلی پینک فلوید را نمایان کرد. یک سال بعد موسیقی فیلم ?The Valley Obscured By Clouds? را ساختند.
بعد از تمام شدن کار بروی آخرین آهنگ با هواپیما خودشان را به رم رساندند و از آنجا به پومپئی رفتند و یک کنسرت بدون تماشاگر اجرا کردند که فیلم این کنسرت به نام ?Live At Pompeii? معروف شد. برای تصنیف این آلبوم در استدیو نشستند و هر چه به ذهنشان رسید اجرا کردند. نتیجه کار ۳۶ قطعه مختلف بود که ترانهٔ ?پژواکها? از آن پدید آمد. در واقع یک اتفاق، تم کلی قطعهٔ ?پژواکها? را بوجود آورد. در حالی که ریچارد رایت با یک پیانو که صدای آن با یک آمپلی فایر ترکیب و تشدید شده بود، کار می‌‌کرد، بقیهٔ افراد گروه در اتاق فرمان نشسته بودند. هرگاه که رایت نت مشخصی را می‌زد دوستان از طنین عجیب آن بر جا خشک می‌‌شدند و این آغاز قطعه بود.


سال ۱۹۷۳ ?The Dark Side of the Moon? (?طرف تاریک ماه?) شاهکار پینک فلوید متولد شد. این آلبوم که چند نسل از شنوندگان را مبهوت کرده است، رکورد طولانی‌ترین مدت باقی ماندن در فهرست پر فروشترین آلبوم‌ها را در تاریخ ثبت کرد و طبق آمارهای مربوط به چند سال پیش، از هر ۱۱ نفر جمعیت ۶ میلیاردی کرهٔ زمین، یک نفر این آلبوم را خریداری کرده است. این آلبوم نمایانگر ۵ سال کار آزمایشی و ۵ سال اندیشیدن اعضای گروه بود. خود آلبوم ربطی به ستاره و اختر‌شناسی نداشت و فقط روایت دیوانگی بود. نیمه تاریک ماه با فروش ۲۴ میلیون نسخه چهارمین آلبوم پر فروش تاریخ شد. در سال ۱۹۸۸ بعد از ۷۳۶ هفته از فهرست صد آلبوم پر فروش دنیا خارج شد.پس از موفقیت این آلبوم گروه دو سال خلاقیتش را از دست داد و برای بازگشت به حالت طبیعی، گروه پینک فلوید به نواختن آهنگ با هر چیزی (مثل لیوان، قاشق، بشقاب، لوازم خانه) به غیر از ساز پرداخت. نتیجهٔ این پروژه که به ?Household Object Project? معروف است، ۴ نوار پرشده بود. اما نتیجهٔ رضایت بخشی حاصل نشد. در سال ۱۹۸۴ پس از آلبوم ?The Final Cut?، اختلافات راجر واترز با دیگر اعضای گروه - بخصوص گیلمور و رایت - بالا گرفت.واترز گروه پینک فلوید را ترک کرد.
اعضای گروه پینک فلوید در کنسرت لایواِیت پس از ۲۰ سال، مجدداً با هم اجرایی داشتند که جزو خاطره‌انگیزترین اتفاقات این سالها در عرصهٔ موسیقی راک شناخته می‌شود.

 

ادامه مطلب یادت نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 14:53  توسط سجاد  |